تبليغاتX
دانلود و ترجمه آهنگهای متال و راک
دنیای وارونه ها

Your Star

I can't see your star
I can't see your star
though I patiently waited, bedside, for the death of today
I can't see your star
the mechanical lights of Lisbon frightened it away
and I'm alone now
me and all I stood for
we're wandering now
all in parts in pieces, swim lonely
find your own way out
I can't see your star
I can't see your star
? how can the darkness feel so wrong
and I'm alone now
me and all I stood for
we're wandering now
all in parts in pieces, swim lonely
find your own way out
So far away
its growing colder without your love
? why can't you feel me calling your name
can't break the silence
its breaking me
all my fears turn to rage
and I'm alone now me
and all I stood for
we're wandering now
all in parts and pieces, swim lonely
find your own way out

نمیتوانم ستاره ات را ببینم
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
با اینکه صبورانه در کنار بستر برای دیدن مرگ تا امروز منتظر مانده ام
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
نورهای ماشینی لیسبون ترساندنش
و من اکنون تنها هستم
من و تمام چیزهایی که برایشان ایستاده بودم
اکنون سرگردانیم
همه جزئی از قطعاتی اند که به تنهایی شناورند
راه رهاییت را پیدا کن
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
چگونه تاریکی میتواند اینقدر گمراه کننده باشد؟
و من اکنون تنها هستم
من و تمام چیزهایی که برایشان ایستاده بودم
اکنون سرگردانیم
همه جزئی از قطعاتی اند که به تنهایی شناورند
راه رهاییت را پیدا کن
خیلی دور
بی عشق تو سرما فزونی میابد
چرا نمیتوانی احساس کنی نامت را صدا میزنم؟
نمیتوانی سکوت را بشکنی
زیرا این مرا میشکند
تمام ترس هایم مرا به سمت دیوانگی میبرند
و من اکنون تنها هستم
من و تمام چیزهایی که برایشان ایستاده بودم
اکنون سرگردانیم
همه جزئی از قطعاتی اند که به تنهایی شناورند
راه رهاییت را پیدا کن

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 22:34  توسط Evanescence & araazz | 

The Only One

When they all come crashing down- midflight
you know you're not the only one
when they're so alone they find a back door out of life
you know you're not the only one
We're all grieving
lost and bleeding
All our lives
we've been waiting
for someone to call our leader
all your lies
I'm not believing
heaven shine a light down on me
So afraid to open your eyes- hypnotized
you know you're not the only one
never understood this life
and you're right I don't deserve but you know I'm not the only one
We're all grieving
lost and bleeding
All our lives
we've been waiting
for someone to call our leader
all your lies
I'm not believing
heaven shine a light down on me
Don't look down
don't look into the eyes of the world beneath you
don't look down, you'll fall down,
you'll become their sacrifice
right or wrong
can't hold onto the fear that I'm lost without you
if I can't feel, I'm not mine,
I'm not real
All our lives
we've been waiting
for someone to call our leader
all your lies
I'm not believing
heaven shine a light down on me

هنگامی که تمام انها در میانه پرواز سقوط کردند
میدونی که تو تنها یکی نیستی
وقتی که انها خیلی تنهایند در خروجی ای برای زندگی شان پیدا میکنند
میدونی که تو تنها یکی نیستی
همه ما ناراحتیم
گمشده ایم و اغشته به خونیم
تمام زندگیمان
منتظر مانده ایم
برای کسی که رهبر صدایمان بزند
تمام دروغهایت
را باور نمیکنم
آسمانی نوری را بر من تاباند
خیلی از باز کردن چشم های هیپنوتیزم شده ات میترسی
میدونی که تو تنها یکی نیستی
هرگز این زندگی را نفهمیده ای
و تو درست میگی که من سزاوار نیستم اما میدونی که من تنها یکی نیستم
همه ما ناراحتیم
گمشده ایم و اغشته به خونیم
تمام زندگیمان
منتظر مانده ایم
برای کسی که رهبر صدایمان بزند
تمام دروغهایت
را باور نمیکنم
آسمانی نوری را بر من تاباند
به پائین نگاه نکن
به درون چشم های دنیایی که از تو پست تر است نگاه نکن
به پائین نگاه نکن...سقوط میکنی
تو قربانی انان خواهی شد
درست یا غلط
نمیتوانی هراس بی تو بودنم را نگه داری
نمیتوانم احساسش کنم...من خودم نیستم
من واقعی نیستم
تمام زندگیمان
منتظر مانده ایم
برای کسی که رهبر صدایمان بزند
تمام دروغهایت
را باور نمیکنم
آسمانی نوری را بر من تاباند

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 22:28  توسط Evanescence & araazz | 

Lose Control

You don't remember my name
I don't really care
can we play the game your way?
can I really lose control?
just once in my life
I think it'd be nice
just to lose control- just once 
with all the pretty flowers in the dust
Mary had a lamb
his eyes black as coals
if we play very quiet, my lamb
Mary never has to know
just once in my life
I think it'd be nice
just to lose control- just once
if I cut you down to a thing I can use
I fear there will be nothing good of you
Just to lose control, just once

تو اسم مرا به خاطر نمی آوری
من واقعا مواظب نیستم
آیا ما می توانیم بازی را به طریق تو بازی کنیم؟
آیا واقعا می توانم کنترلم را از دست دهم؟
فقط یک بار در زندگیم
من فکر می کنم که این باید خوب باشه
فقط از دست دادن کنترل . فقط یک بار
با تمام گل های زیبا در خاک
ممری( مریم ) یک بره (نوزاد ) داشت
چشمانش همانند ذغال سیاه
اگر ما خیلی اروم بازی کنیم . بره(نوزاد) ی من
مری (مریم) هیچ گاه مجبور به دانستن نیست
فقط یک بار در زندگیم
من فکر می کنم که این باید خوب باشه
فقط از دست دادن کنترل . فقط یک بار
اگر فقط می دانستم که چگونه یک چیز را که می توانم استفاده کنم را کم کنم
من می ترسم که چیزی خوب باقیمانده ی تو نباشد
فقط از دست دادن کنترل فقط یک بار

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 22:24  توسط Evanescence & araazz | 

Like You

Stay low
Soft, dark, and dreamless
Far beneath my nightmares and loneliness
I hate me for breathing without you
I don't want to feel anymore for you
Grieving for you
I'm not grieving for you
Nothing real love can't undo
And though I may have lost my way
All paths lead straight to you
I long to be like you
Lie cold in the ground like you
Halo
Blinding wall between us
Melt away and leave us alone again
Humming, haunted somewhere out there
I believe our love can see us through in death
I long to be like you
Lie cold in the ground like you
There's room inside for two
and I'm not grieving for you
I'm coming for you
You're not alone
No matter what they told you, you're not alone
I'll be right beside you forevermore
I long to be like you, sis
Lie cold in the ground like you did
There's room inside for two and I'm not grieving for you
And as we lay in silent bliss
I know you remember me
I long to be like you
Lie cold in the ground like you
There's room inside for two and I'm not grieving for you
I'm coming for you

همانند تو
(اروم) بمان . نرم .سیاه .و بودن ارزو و خواب
دورتر از کابوس ها و تنهاییهایم
هنگام نفس کشیدن بدون تو از خود بیزارم
بیش از این نمی خواهم برای تو احساس کنم
غمگين بودن برای تو
من برای تو محزون و غمگین نیستم
هیچ چیز عشق واقعی از بین نمی رود
و اگر ممکن است که راهم را گم کرده باشم
تمام راه ها مستقیم به سمت تو هدایت می شود
من آرزو دارم که همانند تو باشم
هسرد مدفون شده در خاک همانند تو
آهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای......
دیواری که بین ماست و نمی گذارد ببینیم
ما را تدریجا نابود می کنم و دوباره ما را تنها می گذارد
همهمه، جایی بیرون آنجا پیوسته می آمد!!!
من باور دارم که عشق ما حتی در مرگ نیز دیده می شود ( وجود دارد)
من می خواهم که همانند تو باشم
سرد مدفون شده در خاک همانند تو
یک جا از درون برای ما هست
و من برای تو محزون و غمگین نیستم
من برای تو می ایم
تو تنها نیستی
اشکالی نداره که اونها به ما چه چیزی گفتند ، تو تنها نیستی
من تا ابد در کنار تو خواهم ماند
من می خواهم که همانند تو باشم، خواهر!
سرد مدفون شده در خاک همانند تو
یک جا از درون برای ما هست و من برای تو محزون و غمگین نیستم
و همونطور که ما در سکوت سعادت دراز کشیده ایم
من می دونم که تو مرا به خاطر می آوری
من می خواهم که همانند تو باشم
سرد مدفون شده در خاک همانند تو 
یک جا از درون برای ما هست و من برای تو محزون و غمگین نیست
من برای تو می آیم


+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 22:12  توسط Evanescence & araazz | 

Lacrymosa

Out on your own
cold and alone again
can this be what you really wanted, baby?
Blame it on me
set your guilt free
nothing can hold you back now
Now that you're gone
I feel like myself again
grieving the things I can't repair and willing ...
to let you blame it on me
and set your guilt free
I don't want to hold you back now love
I can't change who I am
not this time, I wont lie to keep you near me
and in this short life, there's no time to waste on giving up
my love wasn't enough
and you can blame it on me
just set your guilt free, honey
I don't want to hold you back now love

خارج از مالکیت تو
سرد و تنها دوباره
این میتونه چیزی باشه که تو واقعا میخواستی عزیزم؟
سرزنشش را به من واگذار کن
گناهت را رها کن
اکنون هیچ چیز نمیتواند تو را برگرداند
حال که تو رفته ای
من احساس میکنم که خودم هستم
چیز های غمناکی وجود داره اما نمیتونم و مشتاق نیستم انها رو جبران کنم
که اجازه دهم سرزنشش را به من واگذار کنی
و گناهت را رها کنی
و من اکنون نمیخواهم که عشقت را برگردانم
ن من نمیتوانم کسی راکه هستم تغییر دهم
اکنون نه...من اموخته ام تا برای حفظ تو در کنارم دروغ بگویم
و دراین زندگی کوتاه هیچ لحظه ای را نمیتوان بیهوده تلف کرد
شق من کافی نبود
و تو میتونی سرزنشش را به من واگذار کنی
فقط عزیزم گناهت را رها کن
من اکنون نمیخواهم که عشقت را برگردانم


+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 22:5  توسط Evanescence & araazz | 

Snow White Queen

stoplight lock the door
don't look back
undress in the dark
and hide from you
all of you
You'll never know the way your words have haunted me
I can't believe you'd ask these things of me
you don't know me
You belong to me
my snow white queen
there's nowhere to run
so lets just get it over
soon I know you'll see
you're just like me
don't scream anymore my love
cause all I want is you
Wake up in a dream
frozen fear
all your hands on me
I can't scream
I can't escape the twisted way you think of me
I feel you in my dreams and I don't sleep
Say you belong to me
my snow white queen
there's nowhere to run, so lets just get it over
soon I know you'll see
you're just like me
don't scream anymore my love, cause all I want is you
I can't save your life
though nothing I bleed for is more tormenting
I'm losing my mind and you just stand
there and stare as my world divides
You belong to me
my snow white queen
there's nowhere to run, so lets just get it over
soon I know you'll see
you're just like me
don't scream anymore my love, cause all I want is you

چراغ قرمز در را قفل می کند
به عقب نگاه نکن
برهنه در تاریکی
و پنهان شده به خاطر تو
تمام تو
تو هیچ گاه نخواهی فهمید که چگونه کلماتت روح مرا تسخیر کرده است
نمی توانم باور کنم که تو این چیزها را از من می خواهی (هرگز)
تو مرا نمی شناسی!
تو به من تعلق داری
ملکه برفی سفید من!
هیچ راهی برای حرکت کردن وجود ندارد
بنابراین بیا وادارش کنیم که تموم شه
من می دونم که به زودی خواهی دید
تو فقط شبیه منی
عشق من بیشتر از این فریاد نزن
به خاطر اینکه تمام چیزی که می خواهم تو هستی
در یک رویا بیدار شو
ترسهای یخ زده
همه ی دستهای تو بر روی من
نمی توانم فریاد بزنم
من نمی توانم از فکر پلیدی که در مورد من داری بگریزم
من تو رو در رویاهایم احساس می کنم و نمی خوابم (هرگز . هرگز)
بگو که تو به من تعلق داری
ملکه ی برفی من
هیچ راهی برای حرکت کردن وجود ندارد , بنابراین بیا وادارش کنیم که تموم شه
من می دونم که به زودی خواهی دید
تو فقط شبیه منی
عشق من بیشتر از این فریاد نزن ,به خاطر اینکه تمام چیزی که می خواهم تو هستی
من نمی توانم از زندگی تو محافظت کنم
هیچ چیز عذاب اورتر از این نیست که بخواهی برای چیزی جان فدا کنی اما نتوانی
من دارم از دست می روم و تو همچنان ایستادی
چنانکه دنیای من پخش (قسمت) می شود ستاره ها وجود دارند
بگو که تو به من تعلق داری
ملکه ی برفی من
هیچ راهی برای حرکت کردن وجود ندارد , بنابراین بیا وادارش کنیم که تموم شه
من می دونم که به زودی خواهی دید
تو فقط شبیه منی
عشق من بیشتر از این فریاد نزن، به خاطر اینکه تمام چیزی که می خواهم تو هستی

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 22:1  توسط Evanescence & araazz | 

Cloud Nine

If you want to live, let live
if you want to go, let go
I'm not afraid to dream- to sleep, sleep forever
I don't need to touch the sky
I just want to feel that high
and you refuse to lift me
guess it wasn't real after all
guess it wasn't real all along
If I fall and all is lost
its where I belong
If you want to live, let live
if you want to go, let go
I'm never gonna be your sweet, sweet surrender
guess it wasn't real after all
guess it wasn't real all along
If I fall and all is lost
no light to lead the way
remember that all alone is where I belong
In a dream
will you give your love to me ]
beg my broken heart to beat
save my life
change my mind
If I fall and all is lost
no light to lead the way
[Never thought that it would end this way]
remember that all alone is where I belong

اگر می خواهی زندگی کنی , اجازه بده که زندگی کنی
اگر می خواهی بروی . اجازه بده که بروی
من از رویای خوابیدن , خوابیدن تا ابد هراسی ندارم
من نیازی به لمس اسمان ندارم
من فقط می خواهم که ان ارتفاع را احساس کنم
و تو از بالا بردن من گیج هستی
حدس بزن , بعد از همه چیز آن واقعی نبود
حدس بزن که در تمام این مدت آن حقیقی نبود
اگر من سقوط کنم و همه چیز گم شود
اون جایی ست که من به ان تعلق دارم
اگر می خواهی زندگی کنی , اجازه بده که زندگی کنی
اگر می خواهی بروی . اجازه بده که بروی
من هیچ گاه شیرین تو نخواهم شد , تسلیم شیرین
حدس بزن , بعد از همه چیز ان واقعی نبود
حدس بزن که در تمام این مدت ان حقیقی نبود
اگر من سقوط کنم و همه چیز گم شود(از دست برود )
هیچ نوری برای راهنمایی راه وجود ندارد
به خاطر بیاور که همه ی تنهایی ها جایی است که من به ان تعلق دارم
در یک رویا
ایا عشقت را به من خواهی داد ؟
از قلب شکسته ی من خواهش کن که بتپد
زندگی مرا نجات بده ( حفظ کن)
تصمیمم را عوض کن
اگر من سقوط کنم و همه چیز گم شود(از دست برود )
هیچ نوری برای راهنمایی راه وجود ندارد
هیچ گاه فکر نکن که این پایان این راه است
به خاطر بیاور که همه ی تنهایی ها جایی است که من به ان تعلق دارم

 

 

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 21:56  توسط Evanescence & araazz | 

Weight of the World

Feels like the weight of the world
like God in heaven gave me a turn
don't cling to me, I swear I can't fix you
still in the dark, can you fix me?
freefall, freefall, all through life
If you love me, then let go of me
I wont be held down by who I used to be
she's nothing to me
Feels like the weight of the world
like all my screaming has gone unheard
and ohm I know you don't believe in me
safe in the dark, how can you see?
freefall, freefall, all through life
If you love me, then let go of me
I wont be held down by who I used to be

احساسی همانند سنگینی دنیا
همانند خدایی در بهشت که به من فرصتی داد
به من وفادار نباش من قسم خورده ام که نمیتوانم تو را کامل کنم
هنوز در تاریکی ایا تو میتوانی من را کامل کنی؟
سقوط ازاد ... سقوط ازاد...در تمام زندگی
اگر دوستم داری پس بگذار بروم
من نمیخوام پائین نگه داشته بشم به وسیله کسی که قبلا بوده ام
او برای من چیزی نیست
احساسی همانند سنگینی دنیا
مانند تمام فریاد هایم که شنیده نشده اند
و اه من میدونم که تو من رو باور نداری
در تاریکی پناه گرفته ای چگونه میتوانی من را ببینی؟
سقوط ازاد ... سقوط ازاد...در تمام زندگی
اگر دوستم داری پس بگذار بروم
من نمیخوام پائین نگه داشته بشم به وسیله کسی که قبلا بوده ام

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 21:52  توسط Evanescence & araazz | 

 Sweet Sacrifice

It's true, we're all a little insane
but its so clear
now that I'm unchained
fear is only in our minds
taking over all the time
fear is only in our minds but its taking over all the time
you poor sweet innocent thing
dry your eyes and testify
you know you live to break me- don't deny
sweet sacrifice
One day I'm gonna forget your name
and one sweet day, you're gonna drown in my lost pain
fear is only in our minds
taking over all the time
fear is only in our minds but its taking over all the time
you poor sweet innocent thing
dry your eyes and testify
and oh you love to hate me don't you, honey?
I'm your sacrifice
I dream in darkness
I sleep to die e
rase the silence
erase my life
our burning ashes
blacken the day
a world of nothingness
blow me away
do you wonder why you hate?
are you still too weak to survive your mistakes?
you poor sweet innocent thing
dry your eyes and testify
you know you live to break me- don't deny
sweet sacrifice

 

 

این درست است که همه ی ما کمی احمقیم
اما این خیلی واضح است
حال که من از زنجیر رها شدم
ترس تنها در افکار ماست
تمام لحظات را فراگرفته است
ترس تنها در افکار ماست اما تمام لحظات را فراگرفته است
تو چیزی بیچاره،شیرین و بی گناه هستی
چشمات رو پاک کن و تصدیق کن
میدونی تو زنده ای تا مرا خرد کنی، تکذیب نکن
قربانی شیرین!
یک روز خواستم تا اسمت رو فراموش کنم
و یک روز دلپذیر خواستی تا در درد گم شده ام غرق بشی
ترس تنها درافکار ماست
تمام لحظات را فراگرفته است
ترس تنها در افکار ماست اما تمام لحظات را فراگرفته است
تو چیزی بیچاره،شیرین و بی گناه هستی
چشمات رو پاک کن و تصدیق کن
و اه تو دوست داشتی که از من متنفر باشی مگه نه عزیزم؟
من قربانی تو هستم
من در تاریکی رویا می بینم
می خوابم تا بمیرم
آرامش را نابود کن
زندگی مرا محو کن
خاکسترهای سوخته مان . . .
 . . . روز را سیاه می کنند
یک دنیای ناچیز
مرا کنار می زند
ایا تو در عجب نیستی که متنفری؟
تو هنوز انقدر ضعیفی که اشتباهاتت باقی مانده اند ؟
تو چیزی بیچاره،شیرین و بی گناه هستی
چشمات رو پاک کن و تصدیق کن
میدونی تو زنده ای تا مرا خرد کنی، تکذیب نکن
قربانی شیرین

 

 

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 21:47  توسط Evanescence & araazz | 

 

Evanescence - Lithium

Lithium, don't want to lock me up inside
Lithium, don't want to forget how it feels without
Lithium, I want to stay in love with my sorrow
Oh... but God I want to let it go
Come to bed, don't make me sleep alone
Couldn't hide the emptiness you let it show
Never wanted it to be so cold
Just didn't drink enough to say you love me
I can't hold on to me
Wonder what's wrong with me
Lithium, don't want to lock me up inside
Lithium, don't want to forget how it feels without
Lithium, I want to stay in love with my sorrow
Ooh!
Don't want to let it lay me down this time
Drown my will to fly
Here in the darkness I know myself
Can't break free until I let it go
Let me go
Darling, I forgive you after all
Anything is better than to be alone
And in the end I guess I had to fall
Always find my place among the ashes
I can't hold on to me
Wonder what's wrong with me
Lithium, don't want to lock me up inside
Lithium, don't want to forget how it feels without
Lithium, stay in love with you
Oohh! I'm gonna let it go


لیثیوم، نمیخوام تو خودم حبس بشم
لیثیوم، نمیخوام فراموش کنم که بی تو بودن چه حسی داره
 لیثیوم،میخوام عاشق مصیبتم بمونم
اه. . .اما خدایا میخوام از شرش راحت بشم
 بیا به تخت خوابم، نذار تنها بخوابم
نمیتونستم پوچی که در نبود تو منو فرا میگیره رو پنهان کنم
هیچوقت نمی خواستم نسبت به هم بی احساس بشیم
 فقط (مشکل اینجا بود) که به اندازه کافی مست نکرده بودی
 تا بگی عاشقم هستی
نمیتونم به خودم اتکا کنم
نمی دونم چه مرگم شده !
لیثیوم، نمیخوام تو خودم حبس بشم
لیثیوم، نمیخوام فراموش کنم که بی تو بودن چه حسی داره
 لیثیوم،میخوام عاشق مصیبتم بمونم
نمیخوام بذارم ایندفعه منو خوار کنی
آرزوهام رو به امید پرواز خفه می کنم
تو این تاریکی خودم رو شناختم
تا بی خیالش نشم نمی تونم آزاد بشم
دست از سرم بردار
عزیزم به هر حال می بخشمت
هر چیز دیگه ای بهتر از تنهایی هست
و فکر کنم در انتها مجبور بشم فرو بریزم
جای خودم رو میان خاکستر ها می دونم
نمیتونم به خودم اتکا کنم
نمی دونم چه مرگم شده !
لیثیوم، نمیخوام تو خودم حبس بشم
لیثیوم، نمیخوام فراموش کنم که بی تو بودن چه حسی داره
 لیثیوم،میخوام عاشقت بمونم
آه  ! میخوام بی خیال همه چی بشم


+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 21:39  توسط Evanescence & araazz | 

Don't cry to me
If you love me
You would be here with me
If You want me
Come find me
Make up your mind
Should I let you fall
Lose it all
So maybe you can remember yourself
Can't keep believing
We're only deceiving ourselves
And I'm sick of the lie
And you're too late
Don't cry to me
If you love me
You would be here with me
If You want me
Come find me
Make up your mind
Couldn't take the blame
Sick with shame
Must be exhausting to lose your own game
Selfishly hated
No wonder you're jaded
You can't play the victim this time
And you're too late
So don't cry to me
If you love me
You would be here with me
If You want me
Come find me
Make up your mind
You never call me when you're sober
You only want it 'cause it's over - It's over
How could I have burned paradise?
How could I? you were never mine
So don't cry to me
If you love me
You would be here with me
Don't lie to me
Just get your things
I've made up your mind

بخاطر من گریه نکن
اگه عاشق منی
پیش من خواهی بود
اگه من رو می خوای
 بیا و پیدام کن
تصمیمت رو بگیر
باید تردت کنم
 و از همه چیز دل بکنم
تا شاید بتونی خودت رو به خاطر بیاری
 نمیتونم باور کنم
که ما داریم فقط خودمون رو گول می زنیم
دیگه حالم از دروغ به هم می خوره
خیلی دیر اومدی
بخاطر من گریه نکن
اگه عاشق منی
پیش من خواهی بود
اگه من رو می خوای
 بیا و پیدام کن
تصمیمت رو بگیر
طا قت سرزنش رو نداشتی
از با من بودن احساس شرم می کردی
حتی از بازی خود هم خسته شدی
متنفرانه بیزاری
بی شک خسته و کوفته شدی
ایندفعه دیگه نمی تونی نقش کسی که قربانی شده رو بازی کنی
خیلی دیر اومدی
پس بخاطر من گریه نکن
اگه عاشق منی
پیش من خواهی بود
اگه من رو می خوای
 بیا و پیدام کن
تصمیمت رو بگیر
حتی وقتی از حال مستی هم در میای به من زنگ نمی زنی
حالا اینو می خوای چون همه چیز تموم شده – همه چیز تموم شده
چطور تونستم بهشتم رو به آتیش بکشم
تو هیچ وقت مال من نبودی
پس بخاطر من گریه نکن
اگه عاشق منی
پیش من خواهی بود
به من دروغ نگو
به مشروباتت محکم بچسب
من جای تو تصمیم گرفت

+ نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 21:29  توسط Evanescence & araazz | 

Catch me as I fall
Say you're here and it's all over now
Speaking to the atmosphere
No one's here and I fall into myself
This truth drives me
Into madness
I know I can stop the pain If I will it all away
Don't turn away
(Don't give in to the pain)
Don't try to hide
(Though they're screaming your name)
Don't close your eyes
(God knows what lies behind them)
Don't turn out the light
(Never sleep never die)
I'm frightened by what I see
But somehow I know
That there's much more to come
Immobilized by my fear
And soon to be
Blinded by tears
I can stop the pain If I will it all away
Fallen angels at my feet
Whispered voices at my ear
Death before my eyes
Lying next to me I fear
She beckons me
Shall I give in
Upon my end shall I begin
Forsaking all I've fallen for I rise to meet the end

من را بگير وقتي كه در حال سقوط هستم
ميگويم كه تو اينجا هستي وديگر همه چيز تمام شده
با هوا سخن ميگويم
هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم
شدت اين حقيت ٬
من را به ديوانگي ميكشاند
مي دانم كه تنها با كنار گزاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
روي خود را برنگردان
هرگز تسليم درد نشو
سعي نكن كه پنهان شوي ٬
در آن هنگام كه آنها نام تو را فرياد ميزنند
چشمهايت را نبند
خدا ميداند كه چه دروغهايي پشت آنها پنهان شده
روشنايي را خاموش نكن
هيچ وقت نخواب و هيچ وقت نمير
من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام
ولي احساس ميكنم
ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد
به خاطر ترسم ناتوان شده ام
و به زودي
از شدت گريه هايم كور خواهم شد
مي دانم كه تنها با كنار گزاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم بودند
حرفهايي را در گوشم نجوا كردند
مرگ جلوي چشمهايم بود
و در جلوي من دراز كشيده بود
آن (فرشته) به من اشاره كرد
كه بايد وارد شوم
و بعد از پايانم بايد دوباره شروع كنم
و بايد هر آنچه بعد از سقوطم به دست آورده ام را براي عروج پاياني ترك كنم

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:47  توسط Evanescence & araazz | 

hold on to me love
you know i can't stay long
all i wanted to say was i love you and i'm not afraid
can you hear me

can you feel me in your arms

holding my last breath
safe inside myself
are all my thoughts of you
sweet raptured light it ends here tonight
i'll miss the winter
a world of fragile things
look for me in the white forest
hiding in a hollow tree (come find me) 1
i know you hear me
i can taste it in your tears
holding my last breath
safe inside myself
are all my thoughts of you
sweet raptured light it ends here tonight
closing your eyes to disappear
you pray your dreams will leave you here
but still you wake and know the truth
no one's there
say goodnight
don't be afraid 
calling me calling me as you fade to black

عشق ، به من چنگ بزن
ميداني که نميتوانم بمانم
همه گفتنيهام اين بود که دوستت دارم و نمي ترسم
مي تواني صدام رو بشنوي؟
مي تواني مرا در آغوشت حس کني؟
که آخرين نفسم را نگه داشته ام
امن در درونم
آيا همه افکارم در باره ات
نوري مطبوع و از هم گسيخته بود که همينجا پايان مي گيرد
زمستان را ازد ست مي دهم( دلم براي زمستان تنگ مي شود)
دنيايي از اشياء شکننده
در جنگل سپيد به دنبالم بگرد
در درختي تو خالي مخفي شدهام(بيا مرا پيدا کن)
ميد انم مرا مي شنوي
مي توانم طعمش را در اشکهايت بچشم
که آخرين نفسم را نگه داشته ام
امن در درونم
آيا همه افکارم در باره ات
نوري مطبوع و از هم گسيخته بود که همينجا پايان مي گيرد
چشمهايت را مي بندي تا ناپديد شوي
دعا ميکني تا روياهيت همينجا رهايت کنند
اماباز هم بيدار ميشوي و حقيقت را مي داني
کسي آنجا نيست
بگو شب خير
نترس
همچنانکه در سياهي محو مي شوي مرا صداکن

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:39  توسط Evanescence & araazz | 

You don't remember me but I remember you
I lie awake and try so hard not to think of you
But who can decide what they dream
And dream I do…
I believe in you
I’ll give up everything just to find you
I have to be with you to live to breathe
You’re taking over me
Have you forgotten all I know?
And all we had
You saw me mourning my love for you
And touched my hand
I knew you loved me then
I believe in you
I’ll give up everything just to find you
I have to be with you to live to breathe
You’re taking over me
I look in the mirror and see your face
If I look deep enough
So many things inside that are just like you are taking over

 

تو مرا به خاطر نمي آوري اما من تو را بياد مي آورم
دراز كشيده ام و بيدارم و به سختي سعي مي كنم كه به تو فكر نكنم
اما چه كسي مي تواند تصميم بگيرد كه چه خوابي ببيند
اما خوابي كه ديدم....
تو را باور دارم
همه چيز را فقط براي يافتن تو ترك كردم
بايد با تو باشم ، با تو زندگي كنم و نفس بكشم
تمام وجودم را تسخير كرده اي
آيا تمام چيزهايي را كه من مي دانم فراموش كردي؟
و تمام اوقاتي را كه با هم بوديم
مرا ديدي در حالي كه برايت عزاداري مي كردم عزيزم
و دستم را گرفتي
مي دانم در آن موقع عاشقم بودي
تو را باور دارم
همه چيز را فقط براي يافتن تو ترك كردم
بايد با تو باشم ، با تو زندگي كنم و نفس بكشم
تو وجود مرا تسخير كرده اي
در آيينه مي نگرم و تو را مي بينم
اگر به اندازه كافي دقت كنم
چيزهاي زيادي را مي بينم كه مانند تو مرا تسخير مي كنند

 

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:35  توسط Evanescence & araazz | 

I linger in the doorway
Of alarm clock screaming monsters calling my name
Let me stay
Where the wind will whisper to me
Where the raindrops as they're falling tell a story
In my field of paper flowers
And candy clouds of lullaby
I lie inside myself for hours
And watch my purple sky fly over me
Don’t say I’m out of touch
With this rampant chaos - your reality
I know well what lies beyond my sleeping refuge
The nightmare I built my own world to escape
In my field of paper flowers
And candy clouds of lullaby
I lie inside myself for hours
And watch my purple sky fly over me
Swallowed up in the sound of my screaming
Cannot cease for the fear of silent nights
Oh how I long for the deep sleep dreaming
The goddess of imaginary light

 

در راهرو ايستاده ام
با زنگ ساعت كه مانند ديوانه ها نامم را فرياد مي زند بيدار شدم
بگذار بمانم
جاييكه باد در گوشم زمزمه خواهد كرد
جاييكه قطرات باران در هنگام سقوط داستاني مي گويند
در مزرعه ام از گلهاي كاغذي
و ابرهاي آبنباتي كه لالايي مي گويند
براي چند ساعت در خواب دراز مي كشم
و آسمان ارغواني بالاي سرم را مي نگرم
نگو كه دور از دسترسم
با اين شلوغي حكمفرما – واقعيت متعلق به شماست
بخوبي مي دانم كه آنسوي پناهگاه خوابم چهدروغهاییست
كابوسي كه براي فرار از دنيايم ساخته ام
در مزرعه ام از گلهاي كاغذي
و ابرهاي آبنباتي كه لالايي مي گويند
براي چند ساعت در خواب دراز مي كشم
و آسمان ارغواني بالاي سرم را مي نگرم
در صداي جيغم ناپديد مي شود
نمي توانم در مقابل ترس شبهاي ساكت مقاومت كنم
آه چه مدت است كه براي يك خواب عميق رويا مي بينم
اي الهه شبهاي خيالي


+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:32  توسط Evanescence & araazz | 

I tried to kill the pain
But only brought more
I lay dying
And I’m pouring crimson regret and betrayal
I’m dying praying bleeding and screaming
Am I too lost to be saved?
Am I too lost?
My God my tourniquet
Return to me salvation
My God my tourniquet
Return to me salvation
Do you remember me
Lost for so long
Will you be on the other side?
Or will you forget me
I’m dying praying bleeding and screaming
Am I too lost to be saved?
Am I too lost?

my God my tourniquet
Return to me salvation
My God my tourniquet
Return to me salvation
My wounds cry for the grave
My soul cries for deliverance
Will I be denied Christ
Tourniquet
My suicide

سعي كردم كه درد را بكشم
اما فقط زياد ترش كردم
در حال مرگ افتاده ام
و ، من خونريزي دارم و با پشيماني اميدوارم خيانت مرا ببخشي
ميميرم ، دعا مي كنم ، خونريزي و ترس دارم
من گمراه تر از آنم كه بخشيده شوم؟
آيا من اينقدر گمراهم؟
خداي من ، اي آفريننده من
مرا نجات بده
اي خداي من ، اي آفريننده من
مرا نجات بده
مرا به خاطر مي آوري؟
مدت زيادي است كه منحرف شده ام
آيا به طرف من هم نگاه مي كني؟
يا ، آيا مرا مي بخشي؟
ميميرم ، دعا مي كنم ، خونريزي و ترس دارم
آيا من گمراه تر از آنم كه بخشيده شوم؟
آيا من اينقدر گمراهم؟
اي خداي من ، اي آفريننده من
مرا نجات بده
اي خداي من ، اي آفريننده من
مرا نجات بده
زخمهايم براي قبر مي گريند
بدنبال رهايي هستند
آيا من بخشيده خواهم شد اي مسيح؟
اي آفريننده
خود كشي

 

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:28  توسط Evanescence & araazz | 


long lost words whisper slowly to me
still can't find what keeps me here
when all this time i've been so hollow inside

i know you're still there

watching me wanting me
i can feel you pull me down
fearing you loving you
i won't let you pull me down
hunting you i can smell you - alive
your heart pounding in my head
د watching me wanting me
i can feel you pull me down
Saving me, raping me, watching me
Watching me, wanting me
i can feel you pull me down
fearing you loving you
i won't let you pull me down

درکوشم نجوا کردی کلمات به یاد ماندنی را
هنوز نمی توانم چیزی که مرا اینجا در بند گرده پیدا کنم
زمان بسیاری است که به پوچی رسیده ام
من می دانم که تو هنوز اینجایی
من را ميبيني ٬ من را می خواهي
من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم
تو را می ترسانم و دوستت دارم
من نمی گذارم که تو مرا غرق کني
به دنبال شكار تو هستم و می توانم بویت را حس کنم
قلب تو ذهن من را مي كوبد
من را ميبيني ٬ من را می خواهي
من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم
من را نگه داشته اي ، من را صدا ميزني ، من را ميخواهي
من را ميبيني ٬ من را می خواهي
من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم
تو را می ترسانم و دوستت دارم
من نمی گذارم که تو مرا غرق کني

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:24  توسط Evanescence & araazz | 

 

i'm so tired of being here
suppressed by all of my childish fears
and if you have to leave
i wish that you would just leave
because your presence still lingers here and it won't leave me alone
these wounds won't seem to heal
this pain is just too real
there's just too much that time cannot erase
when you cried i'd wipe away all of your tears
when you'd scream i'd fight away all of your fears
and i've held your hand through all of these years
but you still have all of me
you used to captivate me
by your resonating light
but now i'm bound by the life you left behind
your face it haunts my once pleasant dreams
your voice it chased away all the sanity in me
these wounds won't seem to heal
this pain is just too real
there's just too much that time cannot erase
i've tried so hard to tell myself that you're gone
and though you're still with me
i've been alone all along

 

من از اینجا بودن خیلی خسته ام
و ترسهای کودکانه ام مرا محصور کرده اند
اگر باید مرا ترک کنی
امیدوارم که حضورت نیز مرا ترک کند
که هنوز اینجاست و مرا تنها نمیگذارد
به نظر نمی آید که این زخمها خوب شوند
این درد کاملا حقیقی است
و آنقدر زیاد است که گذشت زمان نمی تواند آنرا التیام ببخشد
وقتیکه تو گریه میکنی تمام اشکهایت را پاک میکنم
وقتیکه فریاد میزنی با تمام ترسهایت مبارزه خواهم کرد
من در تمام طول این سالها تنها دست تو را در دست داشتم
ولی تمام وجود من متعلق به تو بود
تو عادت داشتی که مرا
با نور افسونگر خویش مجذوب کنی
حال من توسط زندگی که تو پشت سر گذاشتی محصور شده ام
تنها رویای دلپذیر من چهره توست که همواره در جلوی روی من است
و صدای تو تمام روح مرا متاثر میکند
به نظر نمی آید که این زخمها خوب شوند
این درد کاملا حقیقی است
و آنقدر زیاد است که گذشت زمان نمی تواند آنرا التیام ببخشد
من به سختي پزيرفتم كه تو رفته ای
اگر چه تو هنوز با منی
ولی من در طول این مسیر تنها بوده ام

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:17  توسط Evanescence & araazz | 

 

Now I will tell you what I've done for you
50 thousand tears I've cried
Screaming Deceiving and Bleeding for you
And you still won't hear me
(I’m going under)
Don't want your hand this time I'll save myself
Maybe I'll wake up for once
Not tormented daily defeated by you
Just when I thought I'd reached the bottom
I'm dying again
I'm going under
Drowning in you
I'm falling forever
I've got to break through
I'm going under
Blurring and Stirring the truth and the lies
So I don't know what's real and what's not
Always confusing the thoughts in my head
So I can't trust myself anymore
I'm dying again
I'm going under
Drowning in you
I'm falling forever
I've got to break through
So go on and scream
Scream at me I'm so far away
I won't be broken again
I've got to breathe I can't keep going under

اکنون به تو خواهم گفت که برایت چه کارهایی انجام داده ام.
پنجاه هزار قطره اشكي كه به خاطرت گريه كردم
فریاد زدن .فریب دادن و خونریزی (درد کشیدن )برای تو
و تو هنوز هم صدای مرا نمی شنوی
در حال پایین رفتن هستم (سقوط می کنم )
این بار دستان تو را نمی خواهم .از خود محافظت خواهم کرد
شاید برای یک بار هم که شده بیدار شوم
دیگر عذاب نخواهم کشید و تو مرا شکست نخواهی داد
فقط زمانی که فکر کنم به انتها رسیده ام .
من دوباره می میرم
در حال پایین رفتن هستم (سقوط می کنم )
غرق شدن در تو
برای همیشه سقوط می کنم .
دارم می شکنم .
من سقوط ميكنم
بين راستي و دروغ در ابهام و سردرگمي ام
بنابراین نمی دانم که چه چیزی حقیقی و چه چیزی نیست
همیشه افکارم در سرم(ذهنم ) گیج می شود
بنابراین نمی توانم به خودم اعتماد کنم .
دوباره می میرم
در حال پایین رفتن هستم ( سقوط می کنم )
غرق شدن در تو
برای همیشه سقوط می کنم
دارم می شکنم
بنابراین ادامه می دهم و فریاد می زنم
در مقابل من فریاد بزن . من خیلی دورم
دوباره نخواهم شکست
نفس می کشم . نمی توانم به پایین رفتنم ادامه دهم.

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:10  توسط Evanescence & araazz | 

Perfect by nature
Icons of self indulgence
Just what we all need
More lies about world that
Never was and never will be
Have you no shame, don’t you see me
You know you've got every body fooled
Look here she comes now
Bow down and stare in wonder
Oh how we love you
No flaws when you're pretending
But now I know she
Never was and never will be
You don't know how you're betrayed me
And somehow you've got every body fooled
Without the mask where will you hide
Can't find your self lost in your lies
I know the truth now
I know who you are
And I don't love you anymore
Never was and never will be
You don't know how you're betrayed me
And somehow you've got every body fooled
Never was and never will be
You're not real and you can't save me
And somehow noe you’re every body’s fool!


کامل شده بوسیله طبیعت
(همراه) با نشانه هایی از خود بزرگ بینی
و تنها چیزی که ما به بهش نیاز داریم،
دروغهای بیشتری در مورد دنیایی که هیچ وقت نبوده و نخواهد بود
شرم نداری؟ منو نمی بینی؟
تو میدونی که همه رو مسخره کردی
اینجارو نگاه کن ، اون داره میاد!
همه تعظیم کردن و با تعجب خیره شدن
آه، ما چقدر تورو دوست داشتیم
نقصی نیست وقتی وانمود می کنی
اما حالا من می دونم که اون
هیچ وقت نبوده و نخواهد بود
تو نمیدونی چه خیانتی به من کردی
و همه رو به طریقی مسخره کردی
بدون ماسک، کجا میخوای مخفی بشی؟
حتی نمیتونی خودتو از توی دروغ هات پیدا کنی
حالا من حقیقت رو می دونم
میدونم که تو کی هستی
و من دیگه دوست ندارم
هیچ وقت نبوده و نخواهد بود
تو نمیدونی چه خیانتی به من کردی
و همه رو به طریقی مسخره کردی
هیچ وقت نبوده و نخواهد بود
تو واقعی نیستی، نمیتونی منو نجات بدی


+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:5  توسط Evanescence & araazz | 


You don't remember me, but I remember you

I lie awake and try so hard not to think of you

But who can decide what they dream, and dream I do
I believe in you

I'll give up everything just to find you

I have to be with you

To live, to breathe

You're taking over me

Have you forgotten all I know, and all we had

You saw me mourning my love for you, and touched my head

I knew you loved me then

I believe in you

I'll give up everything just to find you

I have to be with you

To live, to breathe

You're taking over me

I look in the mirror and see your face

If I look deep enough

So many things inside that are
Just like you are taking over
I believe in you

I'll give up everything just to find you

I have to be with you

To live, to breathe

You're taking over me

I believe in you

I'll give up everything just to find you

I have to be with you

To live, to breathe

You're taking over me

You're taking over me

taking over me

تو من رو به یاد نمیاری ولی من چرا
دراز کشیدم و سعی کردم بهت فکر نکنم
ولی کی میدونه تو تخیلاتشون چی میگذره، و تو تخیلات خودم
به تو ایمان دارم
برای پیدا کردنت از همه چیز دست می کشم
باید با تو باشم
برای زنده موندن، برای نفس کشیدن
داری من رو تحت کنترل خودت قرار میدی
فراموش کردی چیزهایی که بین ما بود و چیزایی که من میدونم
دیدی چطور به عزای عشقم نشستم و دیوونه شدم
میدونستم که عاشق من خواهی بود
به تو ایمان دارم
برای پیدا کردنت از همه چیز دست می کشم
باید با تو باشم
برای زنده موندن، برای نفس کشیدن
داری من رو تحت کنترل خودت قرار میدی
در آینه نگاه می کنم و صورت تو رو می بینم
اگه بیشتر دقت کنم
چیزای بیشتری توش نهفتست
 مثل اینکه داری من رو تحت کنترل خودت قرار میدی
به تو ایمان دارم
برای پیدا کردنت از همه چیز دست می کشم
باید با تو باشم
برای زنده موندن، برای نفس کشیدن
داری من رو تحت کنترل خودت قرار میدی
به تو ایمان دارم
برای پیدا کردنت از همه چیز دست می کشم
باید با تو باشم
برای زنده موندن، برای نفس کشیدن
داری من رو تحت کنترل خودت قرار میدی
داری من رو تحت کنترل خودت قرار میدی
داری من رو تحت کنترل خودت قرار میدی

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 16:0  توسط Evanescence & araazz | 

Playground school bell rings again

Rain clouds come to play again

Has no one told you she's not breathing

Hello, I am your mind giving you someone to talk to

Hello If I smile and don't believe

Soon I know I'll wake from this dream

Don't try to fix me, I'm not broken

Hello, I'm the lie, living for you so you can hide
Don´t cry...
Suddenly I know I'm not sleeping

Hello, I'm still here
All that's left of yesterday

 


دوباره زنگ مدرسه به صدا در اومد
دوباره ابرهای بارانی بازیشون رو شروع کردن
کسی بهت نگفته که اون دیگه نفس نمی کشه؟
آهای، من ذهن تو هستم، کسی که میتونی باهاش صحبت کنی
آهای. . .
اگه لبخند می زنم و باور نمی کنم
بزودی از این خواب بیدار می شم
سعی نکن من رو درست کنی من خراب نشدم
آهای، من دروغی هستم که می تونی پشتش مخفی شی
گریه نکن. . .
ناگهان متوجه میشم که خواب نیستم
آهای، من هنوز اینجام
چیزی که از دیروزت برات باقی مونده. . .

 

+ نوشته شده در  Mon 18 Feb 2008ساعت 15:55  توسط Evanescence & araazz | 


How can you see into my eyes like open doorsLeading you down into my core where I've become so numb,
Without a soul (without)
My spirit sleeping somewhere cold
Until you find it there and lead it back....home
Wake me up
Wake me up inside
I Can't Wake up
Wake me up inside
Save meAmy-Lee:
Call my name and save me from the dark
Wake me up
Bid my blood to run
I can't wake up
Before I come undone
Save me
Save me from the nothing I've become 
Now that I know what I'm without
You can't just leave me
Breathe into me and make me real
Bring me to life
Wake me up
Wake me up inside
I Can't Wake up
Wake me up inside
Save meAmy-Lee:
Call my name and save me from the dark
Wake me up
Bid my blood to run
I can't wake up
Before I come undone
Save me
Save me from the nothing I've become
Bring me to life
I've been living a lie,there's nothing inside 
Frozen inside without your touch,
Without your love,darling


چطور میتونی تو چشمام مثل درهای باز ببینی
که تورو به درون خودم راهنمایی می کنم، جایی که بی حس افتادم
بی جان
روح من سرد در جایی به خواب رفته
تا اینکه تو اون رو پیدا کنی و به خونه راهنماییش کنی
من رو از خواب بیدار کن
من را از درون صدا کن
نمی تونم بیدار شم
من را از درون صدا کن
نجاتم بده
اسمم رو صدا کن و من رو از تاریکی نجات بده
من رو بیدار کن
بگذار خون در رگهام جریان پیدا کنه
نمی تونم بیدار شم
قبل از اینکه بمیرم
نجاتم بده
من رو از این پوچی نجات بده
حالا فهمیدم که چی کم دارم
تو نمیتونی(نبای) ترکم کنی
در من بدم و حقیقیم کن
من رو به زندگی برگردون
من رو از خواب بیدار کن
من را از درون صدا کن
نمی تونم بیدار شم
من را از درون صدا کن
نجاتم بده
اسمم رو صدا کن و من رو از تاریکی نجات بده
من رو بیدار کن
بگذار خون در رگهام جریان پیدا کنه
نمی تونم بیدار شم
قبل از اینکه بمیرم
نجاتم بده
من رو از این پوچی نجات بده
من رو به زندگی برگردون
من رو به زندگی برگردون
از درون یخ زدم، بدون نوازش تو

+ نوشته شده در  Sun 17 Feb 2008ساعت 22:59  توسط Evanescence & araazz | 

My Immortal - Evanescence
I'm so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave, I wish that you would just leave
Your presence still lingers here
And it won't leave me alone
These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase
When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have all of me
You used to captivate me by your resonating light
Now I'm bound by the life you left behind
Your face it haunts my once pleasant dreams
Your voice it chased away all the sanity in me
These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase
When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have all of me
I've tried so hard to tell myself that you're gone
But though you're still with me
I've been alone all along
When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have all of me
me ahhh,me ahhh

 


 

از بودن در اینجا خسته شدم
تحت فشار ترسهای کودکیم قرار گرفتم
اگه مجبوری ترکم کنی، آرزو می کنم که هرچه زودتر بری
چون وجودت رو هنوز اینجا احساس می کنم
و من رو تنها نمیگذاره
به نظر نمیاد که این زخمها خوب شدنی باشن
این درد خیلی کاریه
اینقدر کاریه که زمان هم نمیتونه اون رو خوب کنه
وقتی گریه می کردی اون من بودم که اشکهات رو پاک می کردم
وقتی جیغ می زدی اون من بودم که با ترسهات می جنگیدم
این من بودم که این همه سال دستت رو می گرفتم
با این همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم
عادت داشتی من رو مجزوب نورهای طنین اندازت کنی
ولی حالا محسور زندگی شدم که تو برام به جا گذاشتی
صورتت تمام رویا های من رو شکار می کرد
صدات عقل و هوشم رو از من می گرفت
به نظر نمیاد که این زخمها خوب شدنی باشن
این درد خیلی کاریه
اینقدر کاریه که زمان هم نمیتونه اون رو خوب کنه
وقتی گریه می کردی اون من بودم که اشکهات رو پاک می کردم
وقتی جیغ می زدی اون من بودم که با ترسهات می جنگیدم
این من بودم که این همه سال دستت رو می گرفتم
با این همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم
خیلی سعی کردم به خودم بقبولونم که تو رفتی
ولی اگر چه هنوز با منی
من همیشه تنهای تنها بودم
وقتی گریه می کردی اون من بودم که اشکهات رو پاک می کردم
وقتی جیغ می زدی اون من بودم که با ترسهات می جنگیدم
این من بودم که این همه سال دستت رو می گرفتم
با این همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم

+ نوشته شده در  Sun 17 Feb 2008ساعت 22:33  توسط Evanescence & araazz |